ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
50
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
گرديد و از وى اثر نيافت ، تا از پس روزگارى هوم زاهد [ 1 ] اندر غارى بگرفتش بر حدود جيس [ 2 ] و ارّان ، و از دست او در آب جست [ 3 ] . بگرفتش و خسرو همانجا بكشتش بعد ازين پادشاهى به لهراسب سپرد ، و برفت و كس او را بازنديد . باصفهان كوهى است سرخ ، كوشيد خوانند ، آنجا آتشگاهى بلند برآورد و آتش كوشيد [ نام ] بنهاد ، و بكركان كه آباد كجين كرد ، و بسيارى جايها ، و آتشگاه دز بهمن اندر آذربايگان بعد از بيران كردن [ 4 ] . پادشاهى لهراسف صد و بيست سال بود پادشاهى برسان ( 33 - ب ) وصيّت كيخسرو كرد ، و پسرش گشتاسب از پدرش بخشم برفت با خاصگان ، زرير برادر مهترش او را بنيكويى بازآورد ، و بخت نصر را به زمين شام فرستاد بحرب جهودان ، تا بيت المقدس خراب كرد ، و همه را برده كرد و ديگران را بكشت ، و او رهّام گودرز بود و در كتاب الاصفهانى نوشه [ 5 ] بن ويو [ 6 ] بن گودرز گويد : و ديگر روايت وو [ 7 ] بن گودرز و اللّه اعلم . باز گشتاسب تنها سوى روم رفت هم از خشم پدر كى [ 8 ] پادشاهى همى خواست [ 9 ] ، و آنجا ويرا كارها [ ى ] عظيم بر دست وى برآمد تا داماد قيصر گشت ، و خود را فرخ زاد نام كرده بود و بياورى قيصر [ 10 ] بر الياس پادشاه
--> [ ( 1 ) ] اين كلمه بقرينه خوانده شد . [ ( 2 ) ] ظ : چيس ، كه همان شيز معروف باشد كه برخى آن را از نواحى سلطانيّه و گروهى از نواحى ارّان و آذربايجان شمالى شناسند . [ ( 3 ) ] فردوسى توضيح ميدهد كه افراسياب در آب چيچست گريخته است : درين آب جيجست پنهان شده است * بگفتم به تو راز چونان كه هست ( ج 2 ص 113 ) و چيچست بفتح جيم دوم فارسى درياچه اروميّه است [ ( 4 ) ] بيران لغتى است از ويران - يعنى بعد از ويران كردن دز بهمن آتشگاهى آنجا بساخت . [ ( 5 ) ] ظ : نرسه - نرسى . [ ( 6 ) ] طبرى ، گيو بن گودرز را ( وى ) ضبط كرده و ( ويو ) هم همان گيو است كه حمزه بقول مؤلف ويرا پدر بخت النصر يا ( نوشه - نرسه ؟ ) دانسته است ( ص 27 ) . [ ( 7 ) ] كذا و ظ : وى بن گودرز كما مر . [ ( 8 ) ] در اصل : روى ( پدر ) دو زبر نهاده و كه را باملاى قديم ( كى ) نوشته است . [ ( 9 ) ] ظ : مىخواست . [ ( 10 ) ] اصل : گشتاسب .